بی خودی
آن نفسی که با خودی ، بستهی ابر غصهای
وان نفسی که بیخودی، مه به کنار آیدت
آن نفسی که با خودی ، همچو خزان فسردهای
وان نفسی که بیخودی ، دی چو بهار آیدت
جملهی بیقراریات از طلب ِ قرار توست
ورنه همه مرادها ، همچو نثار آیدت
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۸۵ ساعت 3:48 توسط هادي پوراحمد
|