تبليغاتX
گزیده ها
بیدل ز قید هستی سهل است باز جستن
گر مرد اختیاری رو از عدم برون آ...
 
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 و ساعت 15:47 |
تهران
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 و ساعت 17:54 |
ورقى باز كن، يك روى تو و روى ديگر يار، آن روى كه سوى تو بود خواندى، روى سوى يار ببايد خواند.
شمس تبريزى
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 و ساعت 17:47 |
کاشف سپید پوستی، در قلب آفریقا، نگران رسیدن به مقصد، به باربرانش دستمزد اضافه ای پیشنهاد کرد تا سریع تر بروند. تا چند روز، باربران تند تر حرکت کردند اما یک روز بعد از ظهر، ناگهان همه ی آن ها بارشان را زمین گذاشتند و نشستند. این بار هر چه به آنها پول بیشتری وعده داد، حاضر نشدند حرکت کنند. وقتی کاشف از آن ها پرسید چرا این چنین رفتار می کنند، . پاسخ دادند: - آنقدر تند آمده ایم که دیگر نمی دانیم چه می کنیم. باید صبر کنیم روحمان به ما برسد از کتاب مکتوب نوشته پائولوکوئیلو
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384 و ساعت 3:49 |
There are people in the world so hungry, that God cannot appear to them except in the form of bread.
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384 و ساعت 3:46 |
زماني که پريان از رقصيدن و روحانيون از گوشه نشيني دست برداشتند، عمر دنياي شاد به پايان رسید(جان سلدن).
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384 و ساعت 3:24 |
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .
آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )
را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .
آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..
آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد .
آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .
آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .
*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم ..

+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 و ساعت 4:38 |
دو تراژدي دردناک در زندگي وجود دارد: يکي اينکه در عشقت ناکام شوي و ديگر اينکه به وصال عشقت برسي(برناردشاو).
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 و ساعت 4:13 |
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384 و ساعت 23:37 |
افجه
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در شنبه سیزدهم اسفند 1384 و ساعت 18:58 |
چه بگويم كه دل افسردگيت
از ميان برخيزد؟
،نفس گرم گوزن كوهي
چه تواند كردن؟
،سردي برف شبانگاهان را
كه بر افشاند به دشت و دامن؟

از شفيعي كدكني
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در شنبه سیزدهم اسفند 1384 و ساعت 18:23 |
بيماران من هيچ تفاوت با بقيه مردم ندارند جز اين که در سيستم مغری شان فقط صد و صفر ضبط شده است.

دکتر میرسپاسی پدر روانشناسی نوین ایران

+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 22:57 |
براي اکثر مردم مرگ در راه اصول آسان تر از زندگي کردن بر اساس آن است (آدالي استيونسن).
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 2:19 |
زماني که گفتم تا آخر عمر مجرد مي مانم نمي دانستم که آنقدر عمر مي کنم که ازدواج کنم (ويليام شکسپير).
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در دوشنبه هشتم اسفند 1384 و ساعت 3:44 |

در عمل، گرچه جز محاوره نيست
منصبي خوشتر از مشاوره نيست
به تو فرضا فلان مدير ستاد
چه بسا منصب مشاوره داد
مشورت شيوه اعاظم نيست
پس وجود تو، هيچ لازم نيست
نيستي در امور دنيايي
صاحب اختيار اجرايي
پس نيايي به كار در عرصات
جز براي حضور در جلسات
رؤسا بهتر از تو آگاهند
از تو هرگز نظر نمي خواهند
نرسان جهل خويش را به ثبوت
كه تو سنگين تري به وقت سكوت
پس مي آيد وجود تو، به شمار
قسمتي از فضا و اكسسوار
وقت تصميم و در عمل، روراست
چه نيازي به عز و جز شماست؟
چون كه تصميم نيست دست تو نيز
به چه كار آيد آن وجود عزيز؟
بعد يك عمر آبروداري
مي شوي چرخ پنجم گاري!

ابوالفضل زرويي نصرآباد

+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در جمعه پنجم اسفند 1384 و ساعت 6:0 |

در كلاس نسل ما

اومعلم الفبا بود

ما حرف ها و حروف را

از او آموختيم.

او به ما آموخت

“ الف“ مثل انقلاب،

آ “ مثل آزادي،

“ب“ مثل  برابري.

 

ما خواندن را

 از او آموختيم.

و نوشتن را.

و انديشه را،

او به خانه ي ما آورد.

 

واژه ها را او كاشت،

آب داد،

 و رويانيد: 

عرفان، عدالت، علي

شهادت، امت و امامت

تركيب هاي تازه درس او بود

 

او واژه هاي هرز را كند.

عطر را

 او به گلها داد.

واژه ها او را هنوز بياد دارند،

او دوست واژه ها بود.

 

 حج را كه هجي مي كرد

 هاجر را ديد.

يك زن حبشي

يك كنيز!

كنيزي سياه پوست،

زني كه در نظام هاي بشري،

از هر فخري عاري“

و نا گهان اسرار خدا را فاش كرد

و اكنون،

در زير سقف اين خانه، دو تا!

يكي: خدا،

و ديگري: هاجر!“

 

و بعد

همه بي فلسفه آب خوريم،

نازيلا

حتي به زمزم  ايمان آورد،

 و هوشنگ هم به حافظ تفال زد.                                                                                                          

او ما را به مصر برد،

اهرام را

 او به ما نشان داد.

 صداي برده ها را

او به گوش ما رساند

و قانون برده داري را

ما با فرياد او ملغا كرديم.   

 

بلال را

او به مناره مسجد ما برد.

او به ما آموخت:

سياه يعني بلال

بلال يعني سياه.

 

سلمان، عمار، ابوذر، ياسر،

خديجه، زينب، فاطمه،

و هاجر را

او به مدرسه ما آورد.

 

داريوش و منيژه را

او با سلمان و خديجه آشتي داد.

اسفند و عناب و كتاب قديمي تاريخ را

او در جيب ما گذاشت.

 

زرتشت را او نجات داد،

و نوروز را به او به روز كرد

او به ما گفت شاهنامه

نامه شاهانه نيست.

 

معلم الفباي ما

اهل كوير بود

و روزگارش بد.

لقمه ناني داشت

و پدري

 كه از نسل سقراط بود.

 

اهل كوير بود،

و كروات داشت،

و عرفان مي آموخت.

شب هايش آرام و خنك،

اما روزهاي داغي داشت.

 

 او “صداي پاي آب“ بود.

ما با او وضو مي گرفتيم

و نماز مي خوانديم.

 

از فرط سادگي پر از معما بود.

جامعه شناسي مي دانست

و عبادت مي كرد.

و دعاهايش لهجه غليظ حجازي داشت.

 

طوفاني بود.

وقتي مي وزيد

بذر شقايق

و آگاهي  را به هر جا مي برد.

 

 

تارش كه كوك بود

ديوها غيب مي شدند،

فرشته ها مي رقصيدند،

و ما از شوق گريه مي كرديم.

 

فرانسه مي دانست

و به ماسينيون و گورويچ

علي انسان تمام مي آموخت

و براي ما

از وبر و عقلانيت

قصه ها مي گفت.

يادش بخير،

چه چيز ها مي گفت،

و چه  شيرين.

 

مورخ بود

و تنها به نسخه خطي تاريخ باور داشت.

چاپ هاي سنگي را

پر از شقاوت مي ديد.

و مي گفت

تاريخ را به چاپ نيز نسپريم

بوي ماشين مي گيرد.

 

 مورخ بود

و مدام به باستان شناسي

و رگ و ريشه شناسي ما مشغول..

به اعماق مي رفت

و مرجان مي آورد.

 

حرف هاي علمي مي زد

و كشفيات تازه داشت.

او مخالف موميايي كردن فرعون بود

مي گفت اين رسم ايراني نيست،

ما آن را از مصري ها آموختيم.

اين رسم انساني نيست

 بگذاريد

بوي بد لاشه ها را

همه حس كنند،

بگذاريد مار و مور

فرعون را در پيش چشم هايش كيفر كنند.

 

و مي خواست ما را بجايي ببرد

كه صداي زنجير ها را بشنويم،

صداي سياهي.

و رنگ خاموشي را حس كنيم..

 

افسوس كه زندانبان او را برد

و او رفت

و رسم مومياي برجاي ماند و ماند،

و فرعون باز موميايي شد.

 

و اكنون

كه او نيست مدرسه خالي است.

و درس ها تكراري،

نفس ها سرد،

واژه ها بد بو،

همه جا پيچك و تلخك،

و باغچه خشكيده است.

 

بلال ديگر اذان نمي گويد،

سلمان، عمار، ياسر، ابوذر،

همه از مدرسه رفتند.

 

كوير ديگر معناي سكوت نمي دهد.

ديگر كسي عين القضات را نمي شناسد.

شاندل حرف تازه ايي ندارد.

سزر و فانون فراموش شدند،

و گورويچ مرد.

ديگر جامعه شناسي در طاقچه ها نيست

باغچه ها بوي عقلانيت نمي دهند.

 

بسم الله نيست

تا ديوها غيب شوند

تاري نيست تا

فرشته ها برقص آيند

و شوقي

 كه ما برايش اشك بريزيم. 

 

ديگركسي درس الفبا نمي دهد  

همه فضانوردي

كامپيوتر و رياضيات پيشرفته مي آموزند.

 

بچه ها در كوچه ها سرگردانند

 و نمي دانند

از كه آموختن را،

 خواندن را،

و نوشتن را بياموزند..

 

صحن خانه سالها ست

 بوي ميوه هاي تازه فصل را نمي دهد.

سالهاست كه گلويي تازه نيست.

حرفي از جنس زمانه در ميانه نيست

 

 

راستي چرا ديگر كسي واژه ايي نمي كارد

چرا ديگر كسي الفبا نمي داند

چرا ديگر كسي الفبا نمي آموزد. 

 آيا كسي دوباره خواهد آمد

و دوباره خواهد پرسيد:

چه بايد كرد؟

+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 5:54 |
او هيچ چيز نمي داند ولي تصور مي کند وتظاهر مي کند که همه چيز را مي داند، اين تعريف مختصر يک نماينده ي مجلس است(برنارد شاو).
+ نوشته شده توسط هادي پوراحمد در سه شنبه دوم اسفند 1384 و ساعت 5:29 |